موسسه رسانه شو

چرا فراگیری سواد رسانه ای مهم است؟
شنبه 02/05/07
چرا فراگیری سواد رسانه ای مهم است؟
آموزش «سواد رسانه ای» بهعنوان مهارتی جهت مقابله با جنگ رسانه ای است که منجر به افزایش ظرفیت تحلیل شهروندان در مواجهه با رسانه ها شده و باعث می شود تا آنان به جای آنکه تسلیم محتوای پیام های رسانه ای شوند و منفعلانه هر آنچه دریافت می کنند بپذیرند، تلاش کنند تا بهعنوان یک مخاطب فعال معنای نهفته در پیام ها را درک و به رمزگشایی و ارزیابی پیام ها بپردازند و برخوردی فعالانه با پیام های رسانه ای داشته باشند.
اگر شهروندان یک جامعه از سواد رسانه ای کافی برخوردار نباشند، قطعا نخواهند توانست در فضای سنگین رسانه ای جهان امروز، مسائل و وقایع را به درستی تعبیر و تفسیر کنند.

پروژه آخرالزمانی به نام هالیوود (نقدی بر نه گانه ماتریکس)
شنبه 02/05/07
در یکی از انیمیشنهای نه گانه ماتریکس (معروف به انیماتریکس) کارگردانان فیلم (برادران واچفسکی) حرف خود را به طور عریانی میزنند آنجا که با زوم کردن روی نقشه خاورمیانه، عربستان را نشانه می گیرند و با زوم کردن روی مرکز بیابانی شبه جزیره، شهری را (شهر صفر _ یک) به عنوان محل استقرار شیاطین روبوتیک (یاران کامپیوتر شیطانی ماتریکس نشان میدهد که عقل هر عاقلی آن را مهمترین شهر مسلمانان داند.
در ادامه این انیمیشن، خرمگسی شوم و جغد مانند روی شبه جزیره عربستان فرود می آید و به سمت بصره و بغداد حرکت میکند (نهایت جسارت و بی شرمی نسبت به مقدسات اسلامی!)
این نقشه درون سازمان ملل نصب شده است به دست قدرت یک کارگر نظافتچی سازمان ملل متحد (!؟) این خرمگس کشته میشود و با خونش هلال شیعی را از منتها الیه عراق (لبنان) تا وسط ایران ترسیم میکند.
در این انیمیشن، ملل (بخوانید صهیونیستهای حاکم بر آمریکا و فرانسه و آلمان و کانادا و … ) از قدرت علمی و پیشرفت اقتصادی این رباتهای شیطانی در هراسند و آنها را منکوب و سرکوب می کنند!
در فیلم پسر جهنمی (Hell Boy) نیز آمریکایی ها در مبارزه با اتحاد نازیهای هیتلری و ایرانیان موفق می شوند که شیطان را محدود کرده و نگذارند راه تسلط او به این دنیا باز شود.
مرحوم محمدحسین فرجنژاد

اصول مقابله با جنگ نرم از دیدگاه رهبری
شنبه 02/05/07
اصول مقابله با جنگ نرم از دیدگاه رهبری
١. اصل دستاویزی به مبانی الهی
افسر جنگ نرم به سفارش پیامبر اعظم (ص) همواره به اصول مورد تأکید قرآن و سیره ی اهل بیت توجه نموده و در انتخاب های فردی و اجتماعی این اصول را خط مشی خود قرار می دهد.
٢. اصل اعتماد به وعده های الهی
افسر جنگ نرم بر این اعتقاد است که اگر فقط برای رضای خدا تلاش کند، خداوند قطعاً او را در مسیر رسیدن به هدف یاری خواهد کرد.
٣. اصل تکلیف محوری
افسر جنگ نرم همواره در تصمیم گیری های فردی و اجتماعی به جای نتیجه گرایی فقط به انجام تکلیف می اندیشد؛ چرا که معتقد است با توکل به خداوند مهربان به وظیفه، نتیجه حاصل خواهد شد.
٤. اصل اعتقاد به ظهور منجی
افسر جنگ نرم در راستای زمینه سازی ظهور، همواره بالابردن آگاهی و بصیرت، دفاع از حق، حمله به شیطان و مبارزه با جهل و کفر را در دستور کار خود قرار می دهد.
٥. اصل دشمن شناسی
افسر جنگ نرم با هوشیاری و بصیرت دشمن را شناخته و همواره با دقت و تیزبینی مواضع روش های آنان را به منظور طراحی عملیات دفاعی یا تهاجمی مورد بررسی قرار می دهد.
٦- اصل بازی نکردن در زمین دشمن
افسر جنگ نرم همواره با توجه به تدابیر فرمانده، به هیچ وجه در زمین دشمن بازی نکرده و در نقشه های دشمن نیز ایفای نقش نمی کند.

این حجم از وارونهنمایی رسانهای در دنیا بیسابقه است...!
جمعه 02/05/06
جعلیات دشمن در فضای مجازی یکی و دو تا نیست، آنها موفقیتها را کتمان و واقعیتها را تحریف میکنند.
همانهایی که حقیقت را وارونه میکنند. نه این که حقایق را منحرف کنند، بلکه از اساس تغییر میدهند.
واقعیت را 180 درجه عوض میکنند، بعد همان حقیقت جعلشده را در بوق و کرنا میکنند. شیوه دشمن، جعل کردن است و پایهی کار همان دروغ است.
اما در این مدل از دروغپردازی، یک امر مثبت را با وارونه کردن، سیاه جلوه میدهند. با این روش ابهام را ایجاد و بعد افکار مردم را به حال خود رها میکنند.یک عده هم این وارونهنمایی را میپذیرند و باور میکنند. مصداقهایش هم این روزها بسیار است.
یک نمونه همین که میگویند مردم بیدین شدهاند:
- 2 میلیون نفر در لحظه تحویل سال به حرم امام رضا (ع) میروند.
- مراسم شبقدر پرشورتر از قبل برگزار میشود.
- بیش از 5 میلیون ایرانی در راهپیمایی اربعین شرکت میکنند.
- اعتکافهای چند صد هزار نفری دانشجویی و دانشآموزی برپا میشود.
- هیئتها در شب های ماه رمضان جای سوزن انداختن ندارند.
- حضور مردم در مهمانی 10 کیلومتری عید غدیر همه را غافلگیر میکند.
آن وقت از این نشانههای واضح گسترش دینداری مردم میگذرند و بدون سند و مدرک میگویند:مردم بیدین شدهاند…!!!
در همین قصه خودکشی آقای پوراحمد، القای ناامیدی گسترده کردند:گفتند مردم از زندگی بریدهاند و خودکشی میکنند.
در رسانههایشان تبلیغ کردند که مردم ایران، آینده را تاریک میبینند. بدون اعلام هیچ آمار و ارقامی گفتند که خودکشی زیاد شده است؛ اما حقیقت چه بود؟!
ایران به اعتراف سازمان بهداشت جهانی حتی در میان 100 کشور اول، از نظر آمار خودکشی هم قرار ندارد.برعکس ما، کشورهای مدعی پیشرفت، توسعه و رفاه مادی، در رتبههای بالای این فهرست هستند.این آمار و ارقام را سانسور میکنند تا حقیقت وارونه شود…
یا مثلا هشتگ میسازند که اعدام نکنید. طوری فضاسازی میکنند که حاکمیت هر روز صدها نفر را بالای چوبه دار میبرد.
با همین اعدامهای خیالی، در اذهان تصویرسازی میکنند، اما واقعیت این است که فقط در همین سال گذشته 650 اعدامی محکوم به قصاص با صلح و سازش، از پای چوبه دار به زندگی دوباره بازگشتند. این عدد را نمیگویند. این حقیقت را وارونه میکنند تا تصویری خشن از ایران بسازند…
مصداقها بسیارند:
- بانک جهانی از رتبه خوب اقتصاد ایران میگوید و آنها از ونزوئلایی شدن اقتصاد کشور.
- آمار و ارقام از رشد تولید میگوید و آنها از ورشکسته شدن تولیدیها.
- نظرسنجیها از اعتقاد مردم به حجاب میگوید و آنها از فراگیری کشف حجاب.
- عیبهای کوچک را بزرگ و دستاوردهای بزرگ را کوچک یا انکار میکنند…
اما چاره چیست؟!
مسیر روشن است؛ نباید گذاشت دشمن و ضد انقلاب داخلی و خارجی، حقیقت را وارونهنمایی کند. باید جلوی تصویرسازی غلط و تحلیلهای مغرضانه را گرفت.

والدین از چه نرم افزارهایی می توانند برای کنترل فرزندان خود استفاده کنند؟
جمعه 02/05/06
چند نمونه از نرم افزارهای نظارتی کودکان
۱. نرم افزار کنترل والدین توسعه راهکارهای هوشمند امین (انارستان) برای سیستم عامل های اندروید
۲. نرم افزار دنیای درسا در قالب دو اپلیکیشن مجزا برای کودک و والدین
۳. نرم افزار کنترل والدین سانیار به عنوان نرم افزار گوشی یابی و کنترل کودک
۴. سامانه مراقبت از خانواده در دنیای مجازی با نام"sfp”
۵. برنامه کنترل فرزند شقایق
۶. نرم افزار کنترل تماس و پیامک فرزند شارکو
۷. نرم افزار صدف پاساد سیستم پالایش خانگی

آیا همین دوست داشتن کافیست؟
پنجشنبه 02/05/05
گفتم: من تورا دوست دارم پرسید: آیا همین دوست داشتن کافیست؟
شاید دوست داشتن و محبت را برای خودمان درست معنا نکرده باشیم که امروز فکر میکنیم محبت یعنی همین ابراز علاقهای که به شخصی یا مکتبی یا چیزی داریم.
این ابتدای مسیر است و حتی قدم اول هم نیست و شرط اول قدم آن است که مجنون باشید. مجنون مصداق خوبی برای عاشقانه زیستن است و عاشقانه زیستن یعنی فراموشی خود و غرق در محبوب شدن.
غریق در عشق خود را نمیبیند و راه نجات را فقط معشوق میداند؛ تمام ساحتهای نفس خود را بر اساس مبانی مورد نظر معشوق چیدمان میکند و حرکتی همه جانبه به سمت معشوق دارد.
از لوازم عشق و حب سعی در مشاکلت بیشتر به محبوب و معشوق است و اگر خود را عاشق کسی میدانیم اما سعی در همسنخی با او نمیکنیم این نو احساسات را نمیتوان عشق نام گذاری کرد.
از لوازم دیگر عشق، مطیع بودن در مواجهه با امر محبوب است؛او چه میخواهد تا عاشق برای جلب رضایتش همان کند
در کجاست تا عاشق هم همان جا باشد.
کدام سمت وسو را دارد تا عاشقم هم به همان سمت روانه شود.حال باید از خود بپرسیم چقدر مشاکلت با حضرت سید الشهدا در وجودمان حاصل کردیم که خود را محب و عاشق او بدانیم تا بعد بتوانیم ادعا کنیم این حب موجب نجاتمان است نه کیدی از کیدهای شیطان برای فرار از حقیقت؟