موسسه رسانه شو
موضوع: "جنگ نرم"

شاخصه های موافقان جنگ نرم
چهارشنبه 02/06/08
قوی ترین استدلال حامیان جنگ نرم این است که جذابیت آمریکا در جهان مبتنی بر ادراک مشروعیت و اعتبار خط مشی های این کشور در داخل و خارج از آن است. هر چند آمریکا، حق کاربرد زور پیش دستانه را به عنوان مبنای جنگ به اصطلاح علیه تروریسم برای خود محفوظ می داند، اما اعتبار و مشروعیت این خط مشی با عدم کشف سلاح های کشتار جمعی در عراق، که باعث توجه جدی کل جامعه بین المللی شده بود، به شدت آسیب دید.
نتیجه چنین خط مشی هایی به این امر منجر شد که آمریکا به طور روزافزون به دیده یک عنصر خارجی نگریسته شود که هر وقت می خواهد به حقوق بین الملل متوسل می شود و هر وقت نمی خواهد آن را نادیده می گیرد؛ هر وقت نهادهای بین المللی به سودش باشند از آنها استفاده می کند و هر وقت مانع طرح های این کشور هستند آنها را تحقیر می کند .
طرفداران جنگ نرم آمریکایی استدلال می کنند که عنصر جهانی به اصطلاح تروریسم، مستلزم راه حلی جهانی است و نه راه حلی یک جانبه. پیامد یک جانبه گرایی آمریکا این است که باعث از بین رفتن توانایی این کشور در «فتح قلوب و اذهان» شده و بدین وسیله قدرت جذابیت آمریکا (قدرت نرم) را کاهش می دهد. یک جانبه گرایی، آمریکای در حال انزوا را بیش از پیش به خطر می اندازد؛ به گونه ای که در اوج درگیری این کشور با تروریسم، بقیه جهان تنها نظاره گر آن هستند.
وضعیت موجود آمریکا به این کشور در بُعد فراملی یعنی جایی که قدرت به شیوه ای بی نظم توزیع شده و مسائل نظامی به طور فزاینده ای ناهمتراز دیده می شود شفافیت اعطا نمی کند. رهیافت های تک بُعدی مبتنی بر منابع زور و ظلم نظامی آمریکا مفاهیم امنیت مشترک، رفاه مشترک و حکمروایی جهانی را از پایه ویران ساخته است. در واقع، این رهیافت حکایت از ضعف اقتصادی آمریکا دارد و به نهادهای بین المللی که ملزم به اداره جهانی پیچیده اند آسیب وارد می کند.
طرفداران جنگ نرم استدلال می کنند که بزرگ ترین تهدیدها و فرصت های جهانی به طور فزاینده ای همگرا و فراملی شده، به طرز روزافزونی مستلزم پاسخ های همگرایی هستند که از مرزهای حاکمیت ملی فراتر می رود. افراد و گروه های تروریستی در بعد فراملی می توانند به عنوان شبکه های مجازی عمل کنند. این شبکه ها با استفاده از هزینه پایین فناوری اطلاعات می توانند در هر نقطه ای از جهان مستقر شوند.
باراک اوباما از موافقان جنگ نرم با اعلام مواضع درباره عراق، افغانستان و دیگر مناطق خاورمیانه طی این چند سال نشان داد که مخالف ورود آمریکا به جنگ های کلاسیک با مقیاس بزرگ در خارج این کشور و مدافع جنگ نرم، انقلاب های مخملی و هدایت از پشت صحنه است. گروه های نزدیک به اوباما خواستار جنگ های کم هزینه و تحریم های اقتصادی، انقلاب های مخملی، کودتا، براندازی، حملات نیروهای ویژه، حملات پهپادی، ترور و هدایت از پشت صحنه هستند؛ همچنین می توان به سیاست شوراندن یک دشمن یا متحد علیه دشمن دیگر با امید نابودی یا تضعیف هر دو اشاره کرد. همان طور که مصداق آن در استفاده اوباما از ترکیه علیه سوریه به چشم می خورد.

جنگ شبکه ها با نگاهی به فرآیند تغییر ماهیت بازیگران غیر دولتی
دوشنبه 02/06/06
مزایا و توانمندی که برای بازیگران غیردولتی در محیط جنگ ترکیبی می توان ترسیم کرد آن است که از یک شبکه اجتماعی آزاد بهره می گیرند و بدیهی است پیدا کردن یک شبکه اجتماعی غیردولتی بسیار سختتر از یک سازمان است که نیاز به زیرساختهای ثابت دارد.
اما شاید در جنگ های ضعیف علیه نیروی قوی شبکه ها به شدت انتقاد پذیر باشند، بنابراین کشتن رهبران و یا حتی از بین بردن ساختار آن ها که بخشهایی از شبکه زیرزمینی محسوب می شود، می تواند عاملی سرنوشتساز جهت معرفی رهبران جدید در مکان های مختلف به شمار آید.
به محض این که شبکه به اندازه کافی به سمت “ایدئولوژی و فرهنگ” همراه با آموزش هایی که در گذشته آموخته است کشیده میشود ،شبکه جدید احتمالاً خطرناک تر و بسیار انعطاف پذیرتر از سلف خود خواهد بود .
این اقدام بسیار شبیه به مقاومت باکتری ها در بدن انسان است که می تواند نتیجه اشتباهات مصرف بدون تجویز آنتی بیوتیک ها باشد .
درحقیقت تنها جنبشهای مقاومت در جنگ جهانی دوم این سختی و پایداری را از خود نشان دادند و توانستند در برابر نیروی متجاوز پیروز شوند و ایدئولوژی به مفهوم امروزی سهم چندانی نداشته است.
علاوه بر ساختار شبکه بازیگران غیردولتی در جنگ ترکیبی ویژگی های حاضر در محیط این نوع تهدید نیز حائز اهمیت است اول ماهیت فراملی آنها نقش کلیدی برعهده دارد یک عملیات تروریستی می تواند در افغانستان انجام شود اما برنامه ریزی آن در آلمان و یا در یک کشور ثالث دیگر و در خاورمیانه تامین مالی و معنوی می شود.همانطور که حمله ۱۱ سپتامبر در خاک ایالات متحده به مرحله اجرا در آمد.
در واقع در چنین محیطی هیچ نوع دولتی وجود ندارد که بتوان علیه آن اتهامات را مطرح کرد و نه ملیت مشخص وجود دارد که علیه آنان وارد جنگ شد.
علاوه بر این به دلیل انعطاف پذیری فراوان شبکه هایی همچون القاعده ،قادرند همکاری نزدیکی با سازمانهای قاچاق مواد مخدر در آمریکای لاتین برای دسترسی به مناطق مهم جهت نفوذ و امریکا و کمک به توزیع مواد مخدر بین چنین کشورهایی را دنبال کند.
برگرفته از کتاب جنگ ترکیبی چگونگی مناقشات در قرن معاصر:

سلبریتی ها هم جزو مرجفون هستند
چهارشنبه 02/06/01
رهبر انقلاب در یکی از خطبه های نماز جمعه در سال های پیش فرمودند :
یکی از مرزها، تشنج عمومی در جامعه است. در قرآن، اگر برای آزادی بیان عرض کردم من یک دلیل و مدرک صریحی پیدا نکردم، برای آزاد نبودن بیان در موارد تشنج عمومی، دلیل واضحی هست که در سورهی احزاب در آیهای میفرماید: «لئن لم ینته المنافقون و الّذین فی قلوبهم مرض و المرجفون فی المدینة لنغرینّک بهم».[احزاب/آیه 6]
«مرجفون» یعنی آن کسانی که در جامعه تشنجآفرینی میکنند، جامعه را به اضطراب میکشانند، به حرکات ناسالم میکشانند؛ اینها مرجفون در مدینهاند.
«مرجف» یعنی آن کسی که با سخن خود، با شایعه پراکنی خود، با موضعگیری خود، با اظهارنظر خود جو عمومی جامعه را به تشنج میکشاند. این قابل قبول نیست، حتی در جامعهی کوچک زمان پیغمبر. مدینه مگر چقدر بوده؟
همهی مدینه به قدر یکی از محلات تهران نه وسعت داشته و نه جمعیت داشته؛ این سر تا پای نظام اسلامی در زمان پیغمبر است. اما در همان جو هم چون دشمنی زیاد است، چون مخالفت دشمنان جدی است، چون قدرتهای بزرگ متحد شدند علیه اینکه نظام مدینهی نبوی را از بین ببرند، چون احزاب همدست شدند برای اینکه اسلام را ریشهکن کنند، چون هنوز افکار و ایمانها و دلها آن عمق لازم را در زمینهی مسائل اسلامی به طور عام پیدا نکرده، لذا مرجف در مدینه قابل گذشت نیست: «لنغرینّک بهم»؛
یعنی اگر دست بر ندارند این شایعهپراکنها، این تشنجآفرینها، این کسانی که جامعه را از سلامت و از سکون و آرامش خودش میخواهند خارج کنند، ما تو را «اغرا» خواهیم کرد به آنها؛ یعنی تو را به جان آنها خواهیم انداخت تا انتقام مردم را بگیری. یعنی یک لحن شدید خشن در مقابل کسانی که جو سالم جامعه را حاضر نیستند تحمل کنند و سلامت جامعه را به حال خود بگذارند.
با این تفسیر، یکی از مصادیق مرجفون در زمان ما همین سلبریتی هایی هستند که با بیان و تکرار طوطی وار سخنان دشمنان، دامن زدن به شایعات، تهییج و تحریک جوانان، نوجوانان و … علیه کشور فعالیت می کنند.

اصول مقابله با جنگ نرم از دیدگاه رهبری
شنبه 02/05/07
اصول مقابله با جنگ نرم از دیدگاه رهبری
١. اصل دستاویزی به مبانی الهی
افسر جنگ نرم به سفارش پیامبر اعظم (ص) همواره به اصول مورد تأکید قرآن و سیره ی اهل بیت توجه نموده و در انتخاب های فردی و اجتماعی این اصول را خط مشی خود قرار می دهد.
٢. اصل اعتماد به وعده های الهی
افسر جنگ نرم بر این اعتقاد است که اگر فقط برای رضای خدا تلاش کند، خداوند قطعاً او را در مسیر رسیدن به هدف یاری خواهد کرد.
٣. اصل تکلیف محوری
افسر جنگ نرم همواره در تصمیم گیری های فردی و اجتماعی به جای نتیجه گرایی فقط به انجام تکلیف می اندیشد؛ چرا که معتقد است با توکل به خداوند مهربان به وظیفه، نتیجه حاصل خواهد شد.
٤. اصل اعتقاد به ظهور منجی
افسر جنگ نرم در راستای زمینه سازی ظهور، همواره بالابردن آگاهی و بصیرت، دفاع از حق، حمله به شیطان و مبارزه با جهل و کفر را در دستور کار خود قرار می دهد.
٥. اصل دشمن شناسی
افسر جنگ نرم با هوشیاری و بصیرت دشمن را شناخته و همواره با دقت و تیزبینی مواضع روش های آنان را به منظور طراحی عملیات دفاعی یا تهاجمی مورد بررسی قرار می دهد.
٦- اصل بازی نکردن در زمین دشمن
افسر جنگ نرم همواره با توجه به تدابیر فرمانده، به هیچ وجه در زمین دشمن بازی نکرده و در نقشه های دشمن نیز ایفای نقش نمی کند.

استراتژی جنگشناختی بر مدار هیات
سه شنبه 02/05/03
این روزها اکسیر حسینی در سراسر کشور جاری و ساری شده و فضای متفاوت و رو به پیشرفتی را از جهت ایمان و امید در جامعه طنینانداز کرده است. اما مثل همیشه معاندین در صدد ایجاد رخنه در صفوف مومنین هستند تا انسجام اجتماعی را از کف سیستم بربایند و جمهوریت و اسلامیت را توامان علیه نظام بسیج کنند. اما چگونه؟
تحریم هیات
با لیدری جریان رسانهای معاند، کمپین و هشتگ های تحریم هیات راه اندازی شد. در واقع هدف این بود که عزاداری برای امام حسین (علیه السلام ) را به بهانه مخالفت با نظام از ملت سلب کنند و نه به هیات را نماد مبارزه مدنی قرار دهند که این پیام خنثی شد و تنور مجالس عزای حسینی مثل همیشه داغ داغ بود.
هیات مقابل نظام
وقتی در فاز نخست ، طرفی نبستند، سراغ گام دوم رفته و انگاره جدایی هیات از سیاست و نظام را برجسته کردند. اینکه هیات فارغ از سیاست یا هیات منهای انقلاب است و این دو در شرایط فعلی مقابل هم قرار دارند و می شود حسینی بود و انقلاب را دوست نداشت و حتی مقابل آن ایستاد!(در همین راستا دوقطبی هیات حکومتی و غیرحکومتی را هم تقویت کردند)
هیات مقابل هیات
وقتی انگاره “هیات منهای انقلاب” را برجسته کردند و با زیرکی و تقطیع، فکت و شاهد از برنامه ها و گفتگوهای مختلف رسمی و غیررسمی برای این انگاره دست و پا کردند(گاهی به دست خودمان دست به دست شد!) فاز سوم آغاز می شود و هیاتی ها مقابل هم قرار خواهند گرفت و یک گسل مذهبی به نام کسی که تا به امروز رمز اتحاد بود (حبُّ الحسین یجمعنا) ایجاد خواهد شد.
نقطه ثقل جنگ شناختی؟
همین دیروز هم که یک شبکه تروریستی صهیونیستی توسط سربازان گمنام امام زمان دستگیر و خنثی شد تا نشان دهد که برای تولید خشونت علیه ایران در ماه محرم، برنامه مفصلی تدارک دیدهاند. در واقع بر اساس مدل آفندی در جنگشناختی (برخلاف مدل پدافندی که بر نقطه ضعفها متمرکز میشود)، مبتنی بر ظرفیتها و نقاط قوت انقلاب علیه انقلاب برنامه ریزی شده است تا پتانسیل ماه محرم را در جهت معکوس بهرهبرداری کنند.
ماموریت جبهه فرهنگی و رسانهای انقلاب چه بسا بایستی چنین ترتیب داده شود که همچون “تعمیر کشتی روی اقیانوس” و با درایت و ظرافت و حفظ اتحاد و صمیمیت و به دور از برچسبزنی و اختلافافکنی، اشتراکات را محور قرار داده و ضعف ها را با کیاست تمام و تذکر و نقد مومنانه و مشفقانه گوشزد کنیم. نمیشود از اصول و اصلاح دست برداشت ولی همزمان و با دقت بایستی حافظ تمام جمهوریت و تمام اسلامیت باشیم.
حفظ اتحاد در عین انتقاد
تقطیع و برجسته سازی کاستیها یا اختلافات و نگارش متنهای انتقادی توام با واژههای ویژه نقد جریانهای مخالف و اپوزیسیون، از مهندسی اجتماعی و فرهنگی فاصله دارد و جز بر شکاف اجتماعی نخواهد افزود. تیغ انتقاد را بر مدار برشها و تقطیع ها تیز نکنیم و اتحاد در عین انتقاد را اصل و پایه قرارداده تا خدای ناکرده پازل دشمن تکمیل نشود.

این یک آرایش جنگی است
دوشنبه 02/05/02
پس از هتک حرمت مجدد به قرآن کریم، روز گذشته مقام معظم رهبری در پیامی این اهانت را محکوم کردند. یکی از عباراتی که ایشان در متن پیامشان به کار بردند «آرایش جنگی» بود. ایشان فرمودند: «دولت سوئد نیز باید بداند که با پشتیبانی از جنایتکار، در برابر دنیای اسلام آرایش جنگی گرفته و نفرت و دشمنی عموم ملتهای مسلمان و بسیاری از دولتهای آنان را به سوی خود جلب کرده است.»
در تحلیل هتکحرمت به قرآن میتوان دو نگاه تحلیلی داشت. نگاه اول تقلیل منازعه به فرد موهن است. در این تحلیل، فردی مانند سلوان مومیکا که اقدام به آتش زدن قرآن کرده محکوم میشود. اما اگر نخواهیم سطح منازعه را تقلیل بدهیم موضوع حادتر و پیچیدهتر میشود.
به همین دلیل است که ما در پیام رهبری با «توطئه گران پشت صحنه» مواجه میشویم. نگاهی به تاریخ نشان میدهد که منازعات دنیا همیشه یک پشت پرده دارد. مثلا جنگ صلیبی با اینکه عاملش سخنرانی پاپ اوربن دوم معرفی میشود اما عامل تحریککننده پاپ، امپراطور روم شرقی یعنی آلکسیوس کمننوس بود که به قول فرانکوپن مورخ انگلیسی «کمکخواهی او (پاپ اوربن) آخرین فریاد مذبوحانه حاکمی بوده که دولت و امپراتوریاش فاصلهای با سقوط نداشته است.»
در اینجا هم بیشتر از یک حرکت فردی ما با یک جنگ تمدنی علیه مسلمانان روبهرو هستیم. جنگ تمدنی نیز امروز شروع نشده است؛ بلکه از زمانی شروع شد که هانتیگتون آن را تئوریزه کرد و یک ضلع از سه ضلع این جنگ را مسلمانان معرفی کرد. از آن روز تا به امروز حوادث بسیاری به دست غربیها شکل گرفت تا بتوانند اسلام را نه در یک جنگ صلیبی بلکه در اذهان و افکار جهانی ترور کنند. تولید القاعده، زدن برجهای دوقلو، ایجاد داعش و… بخشی از پروندههای اسلامهراسی غربها بود.
حرکت موهن امروز میوه حرکتهای دیروز است. امروز جامعه تحت بمباران رسانههای صهیونیستی و غربی از اسلامهراسی به اسلامستیزی رسیده است. در این منازعه مسلمین و افراد دغدغهمند باید نگران باشند؛ چون این توهین حد یقفی ندارد. اولین کار این است با عاملان و پشت صحنه برخورد شود. موضوعی که در پیام رهبر معظم انقلاب هم آن را شاهدیم.
اما در لایه دوم باید اسلام را از زیر ترکشهای رسانهای صهیونیسم و غرب بیرون کشید. این امر هم جز با کار نرم فرهنگی و رسانهای صورت نمیپذیرید. امروز علمای اسلام باید بنشینند و بگویند چگونه میتوان چهره اسلام که توسط گروههای خشنی مانند القاعده، داعش و… به گروگان گرفته شده را بازپس گرفت. نباید گذاشت اسلام همچنان به دست داعشیها و رسانههای صهیونیستی و غربی ترور شود.