موسسه رسانه شو

جاسوسی هزاران شرکت از کاربران متا
شنبه 02/10/30
مطالعه جدید نشان میدهد میزان جاسوسی از کاربران اینستاگرام و فیسبوک بسیار فراتر از چیزی است که پیش از این تصور میشد.
طبق پژوهشی که یک موسسه آمریکایی انجام داده است مشخص شده که اطلاعات کاربران اینترنت به طور متوسط از سوی ۲۲۳۰ شرکت جمعآوری شده به پلتفرم تبلیغاتی فیسبوک ارسال میشوند.
پژوهشگران موسسه Consumer Reports با بررسی دادههای تعدادی از کاربران فیسبوک و تحلیل آنها به این نتیجه رسیدند که اطلاعات هر کدام از این کاربران توسط هزاران شرکت مختلف به پلتفرم تبلیغاتی فیسبوک ارسال میشده است.
کاربران فیسبوک به طور عمومی پیش از این نیز مشاهده کردهاند که تبلیغات فیسبوک چیزهایی را به آنها نشان میدهد که برایش جستجو انجام دادهاند، اما پژوهش جدید نشان میدهد عطش متا به اطلاعات کاربران بسیار بیشتر از چیزی است که پیش از این تصور میشد و این شرکت به دنبال پیدا کردن هر سرنخی از رفتارهای کاربرانش بیرون از پلتفرمهای خود است.
شرکتهای مختلف اطلاعات مربوط به فعالیتهای کاربران بیرون از پلتفرمهای شرکت متا (همچون فیسبوک، اینستاگرام و واتساپ) را جمعآوری کرده و مستقیماً به سرورهای متا ارسال میکنند.
این اطلاعات میتواند شامل سوابق خریدها، جستجوها، سابقه بررسی وبسایتها و یا حتی سوابق مراجعه حضوری به فروشگاههای یک برند خاص باشد.
بسیاری از این شرکتها دلالان اطلاعات (data brokers) هستند، اما در این پژوهش نام شرکتهای بزرگی همچون والمارت، Home Depot، پیپل و حتی آمازون دیده میشود.
این مطالعه جدید در حالی انجام شده است که طبق بررسی شرکت Surfshark فیسبوک و اینستاگرام در بین تمام پلتفرمهای اجتماعی کمترین حساسیت را بر حفظ حریم شخصی کاربران خود دارند.

از خاموشی اینترنت در غزه ۷ روز میگذرد
شنبه 02/10/30
قطعی اینترنت در غزه به طولانیترین مدت از زمان آغاز درگیریهای حماس و رژیم صهیونیستی رسیده است، به طوریکه مدت آن از ۷ روز بیشتر شده است.
شرکتهای رصد اینترنت مدعی شدهاند، مدت محدودیت و در برخی موارد قطعی دسترسی به این سرویس در غزه در پنجشنبه به ۷ روز رسید که این طولانیترین مدت قطعی سرویس از زمان آغاز درگیریهای حماس و رژیم صهیونیستی است. داگ مادوری مدیر بخش تحلیل اینترنت در شرکت «کنتیک» (Kentik) در این باره میگوید:این بلندترین قطعی اینترنت است که مدت آن حتی از کل مدت قطعیهای پیشین بیشتر است.
این در حالی است که به نوشته شبکه خبری العالم قطعی اینترنت روز جمعه (دیروز) نیز ادامه داشت.در ۱۲ ژانویه شرکت مخابراتی فلسطینی «پال تل» (Paltel) اعلام کرد: به دلیل درگیریهای ادامه دار، تمام سرویسهای مخابراتی در نوار غزه مختل شدهاند. غزه دوباره در خاموشی فرورفته است.
پال تل همچنین اعلام کرد این قطعی در نتیجه خسارت به زیرساخت شبکه در شهری واقع در جنوب نوار غزه به نام خان یونس اتفاق افتاده است.در ساعات ابتدایی روز پنج شنبه وب سایت رصد دسترسی به اینترنت نت بلاکس در ایکس (توئیتر سابق) اعلام کرد دادههای آن حاکی از قطعی ۱۴۴ ساعته (۶ روزه) اینترنت در این منطقه میدهند که همچنان ادامه دارد. این اطلاعات با دادههایی که شرکت «کنتیک» جمع آوری کرده و همچنین بیانیه رسمی پال تل همخوانی دارد.
به نوشته نت بلاکس این نهمین و طولانیترین قطعی مخابراتی در نوار غزه از زمان آغاز درگیریها بارژیم صهیونیستی است.دیوید بلسون رئیس بخش چشم انداز داده در «کلود فلر» که دسترسی به اینترنت در سراسر جهان را رصد میکند نیز اعلام کرد قطعی سرویس اینترنت در غزه همچنان ادامه دارد.
سازمان «Access Now» که در زمینه حقوق دیجیتالی فعالیت میکند در بیانیهای نوشته است: ثبت و اشتراک گذاری اسناد درباره آنچه اتفاق میافتد، اگر غیر ممکن نباشد، بسیار چالش برانگیز است.

رویافروشی به کودک بلاگرها در ویترین اینستاگرام
جمعه 02/10/29
کودک بلاگرها پدیدهای نوین در دنیای جدید رسانه هستند. کودکانی که «اینستاگرام» به وسیله آنها پول درمیآورد و در ازای آن، به این کودکان رویا میفروشد.
یکی اندام ریزه میزهای دارد و یکی دیگر صورت تپل و با نمک. یکی زبون میریزد و یکی دیگر با پیچو تاپ دادن دستهای کوچک و ظریفش میرقصد. هنرخاصی ندارند.
تنها جذابیتشان طبیعت معصومانه شان است. معصومیتی که هر رزوه با گرفتن لایک و کامنتهای مختلف دست کاری میشود.
«کودک بلاگرها» پدیدهای نوین در دنیای رسانه هستند. فرشتههای کوچکی که به جای بازی و لذت بردن از عالم کودکیشان، تمام دنیایشان تبدیل به نمایش شده است. نمایشی طنز و تلخ که خنده و بغض را باهم به تصویر میکشد. جالب اینجاست که آنها هنوز تصویری از زندگی در ذهنشان شکل نگرفته است. هنوز درک درستی از خوب و بد و زشت و زیبا ندارند. فقط به آنها یاد داده شده که در قالب آدم بزرگها نقش بازی کنند و عشوه بریزند.
یک جامعه شناس درباره کودک بلاگرها و رسانه میگوید: «رسانه یک جهان سرمایه داری است که به عنوان ابزار ایجاد تخیل، ابزار فروش و … در جهان سرمایه داری عمل میکند؛ بنابراین «کودک بلاگرها» وارد فضایی میشوند که «ثروت و قدرت» از طریق رسانه از آنها پول در میآورد و در ازای آن به این کودکان رویا میفروشد.
اما چه چیزی کودکان را به سمت بلاگر شدن ترغیب میکند؟ اینستاگرام چه جذابیتی برای کودکان و نوجوانان دارد؟ رسانه و فضای مجازی چه آسیبی به زندگی و ذهنیت کودکان وارد میکند؟ والدین چگونه میتوانند از کودکانشان در برابر آسیبهای فضای مجازی و رسانه محافظت کنند؟
چرا کودکان به سمت بلاگر شدن میروند؟
امروزه ما در فضای مجازی و رسانه دارای بلاگرها یا به اصطلاح شاخهای اینستاگرامی هستیم که تمام جزئیات زندگی لاکچری، ثروت زیاد، امکانات زندگی، سفرهای لوکس و… که دارند را به اشتراک میگذارند. این موضوع برای بچهها جذابیت دارد. این بچهها با دیدن این تصاویر پیش خودشان میگویند: «ببین فلان بلاگر چقدر زندگی خوب و خوشی دارد، چقدر موفق است، چقدر طرفدار دارد و…» بنابراین این مسائل برای بچهها که مخاطب این بلاگرها هستند جعل میشود. یعنی این کودکان تصور میکنند که برای داشتن چنین زندگی باید مشهور و بلاگر شوند.
ممکن است این کودکان نتوانند محبوبیت و معروفیت را از هم جدا کنند. برای همین این طرز فکر در ذهن آن کودک و نوجوان شکل میگیرد که شهرت به من سعادتمندی، ثروت، لذت و… میدهد. یک نوجوان با این طرز فکر از خود میپرسد: «وقتی من میتوانم با شهرت به تمام اینها برسم پس چرا من بلاگر نشوم؟»
کودکان برای بلاگر شدن چه کاری انجام میدهند؟
وقتی دیده شدن و شهرت برای کودکان جذاب میشود. بسیاری از خط قرمزهای خودش، خانوادش، فرهنگ و ارزشهای کشورش را نادیده میگیرد و دست به هرکاری میزند تا به شهرت برسد. در حال حاضر ما در جهانی زندگی میکنیم که در یک لایهای، موفقیت و قدرت براساس دیده شدن تعریف میشود و امروز اینستاگرام هم دیدنیترین رسانه است. ما در اینستاگرام میتوانیم تصاویر متفاوتی را پشت سرهم و به سرعت ببینیم و درباره آن نظر بدهیم.

ارزش اطلاعات
جمعه 02/10/29
ارزش اطلاعات افراد و جوامع، بیشتر از ارزشمندترین پول رایج این روزهای فضای مجازی است!
تا به حال به این فکر کرده اید که درآمد شبکه های اجتماعی از کجاست؟
این شبکه ها هر روز امکانات جدیدتر و بهتری را به رایگان در اختیار من و شما قرار میدهند.
هر چند ماه یکبار آپدیت جدیدی منتشر می کنند و بسیار پیشرفته تر از قبل می شوند.
من و شما هم با خوشحالی آنها را نصب می کنیم و مدت های زیادی را در آن ها سپری میکنیم.
در واقع درآمد این شرکت ها از همین اطلاعات به ظاهر بی اهمیتی است که از من و شما دریافت میکنند.
آنها با دسته بندی و بررسی و تحلیل داده های عظیمی که از این شبکه ها به دست می آورند،
می توانند به نتایج بسیار جالبی در موزد علاقه مندی های یک جامعه و موضوعات مختلف مرتبط به آن برسند.
فروش این اطلاعات به انواع شرکت های تجاری و … درآمد های کلانی برای آنها به همراه دارد.
بسیاری از افراد نیز به اهمیت این اطلاعات پی برده اند
و با ترفند های مختلف درصدد به دست آوردن آن ها هستند.
شیوه های مختلف مهندسی اجتماعی که به راحتی و در عرض چند ثانیه اطلاعات ما را در صورت عدم آگاهی در اختیار آنها قرار میدهد.

میمهای اینستاگرامی، سفیدشویی دیکتاتورها و دنیای فانتزی نسل زد
جمعه 02/10/29
اگر مدتی در اکسپلور اینستاگرام فارسی یا کانالهای عامهپسند تلگرامی چرخ بزنید با یک پدیدهی عجیب مواجه میشوید؛ ستایش هیتلر، استالین، رضاخان و دوجین دیکتاتور دیگر. این ستایشها در قالب ساخت میمهای حماسی و کمدی سیاه تولید میشوند و جنایتهای این افراد را زیر پوشش یک لایهی تخیلی-فانتزی سفیدشویی میکنند. در نتیجه کاربری که حتی یک صفحه دربارهی جنایتهای هیتلر نخوانده، «درود بر پیشوا» از زبانش نمیافتد و «آرمان کوروش» را در پادشاهی که تن به خفت کاپیتولاسیون داده میجوید!
البته هنوز زود است تا عباراتی مانند فاشیسم و تمایل به نژادپرستی استفاده کنیم، چرا که این افراد معتقد به این ایدئولوژیها نیستند بلکه آن را به شکل «کالایی» مصرف میکنند؛ مانند مصرف مواد مخدر که آدمها را وارد یک فضای هپروتی و تخیلی میکند تا در آن دنیای فانتزی ناکامیها و عقدههای خودشان را جبران کنند. البته مشخص است که اگر افراد به مصرف مواد مخدر «اعتیاد» پیدا کنند، زندگی آنها به چه وضعیت بغرنجی تبدیل میشود.
حال سوال اینجاست که اگر این افراد در مسیر زندگی خود با هیچگونه کتاب تاریخی و مستندات علمی برخورد نکنند و در همان حالت نئشگی به مصرف خزعبلات اینستاگرامی-تلگرامی دل خوش کنند، خروجی فکری این انسان مسخ شده چه خواهد بود؟
کارل مارکس در کتاب «هجدهم برومر لویی بناپارت» عبارتی با این مضمون از هگل نقل میکند که «تاریخ (که عبارت است از تمام وقایع بزرگ و شخصیتهای جهان تاریخی) دوبار ظاهر میشود» بعد بلافاصله خود مارکس به این عبارت یک جملهی دیگر اضافه میکند که «بار اول به صورت تراژدی و بار دوم به صورت کُمدی». وضعیت کنونی ما نیز بیشباهت به توصیف مارکس نیست.
این افراد که کشتار را صرفاً در فیلمها دیدهاند، زخمهای جنگ را حس نمیکنند، نمیفهمند که از گشنگی روی به مردهخواری آوردن به چه معناست و کشیدن ناخن و نشاندن فرد معترض بر روی دستگاه آپولو به دست نیروهای ساواک چه حسی دارد! آنها فکر میکنند که «دیکتاتور» بودن «باحال» است. این افراد نمیدانند که هیتلر مسئول مستقیم مرگ بیش از ۱۹ میلیون نفر بود. این افراد گمان میکنند که کارخانهی صابونسازی آلمان نازی که از چربی انسانها صابون تولید میکرد، یک لطیفهی تحقیرآمیز است. نمیدانند که اگر این مسئله دروغ صهیونیستها برای تحت تأثیر قرار دادن جامعهی جهانی باشد، چه کار کثیفی است و اگر حقیقت داشته باشد، تصور رنجی که این انسانها متحمل شدند از توان هر انسان سالمی خارج است.
میمها و کلیپهای عامهپسندی که در مورد دیکتاتورها تولید میشوند، تصویر آنها را نرمالیزه میکند و حساسیت ما را بر روی اقدامات وحشیانهی آنها کم میکنند. از خلال همین فرایند است که از این قاتلان انسانیت، در اذهان نوجوانان و جوانان خام، «اسطوره» شکل میگیرد. خیال میکنند که اگر پهلوی زنده بود و حکومتش ادامه مییافت، زیر پای هر جوان ایرانی یک رولز رویس قرار داشت، به جای بیژن پاکزاد میلیونها جوان ایرانی نانسی عجرم را مجبور میکردند که جداگانه برای تک تک آنها و سگشان کنسرت برگزار کند، هر نانوایی را که گران فروشی میکرد را در تنور میانداختند و هر کجای دنیا که قدم میگذاشتند آنها را به عنوان فرزندان کوروش تقدیس و تمام امکانات را برایشان فراهم میکردند.
اینجاست که ما دوباره به حرف مارکس برمیگردیم که تاریخ دوبار تکرار میشود، یک بار به صورت دیکتاتورترین پادشاه که به شکنجه کردن وحشیانهی مخالفانش مشهور بود و جامعهاش دچار سوء تغذیه ۶۴ درصدی شهرنشینها (تا سال ۱۳۵۲)، بیسوادی ۶۸ درصدی و بدترین جایگاه در آمار مرگ و میر اطفال و کمترین میزان سرانه پزشک بود اما با این حال جشنهای ۲۵۰۰ ساله ترتیب میداد که گرانترین میهمانیهای طول تاریخ محسوب میشد تا به واسطهی چسباندن خودش به اسطورههای تاریخی، در اذهان مردم جاودانه شود. غافل از اینکه مردم در تخیل زندگی نمیکردند؛ نه نان شبی داشتند که شکم خود را سیر کنند و نه تحمل طاغوتی که بردهی آمریکا و اسرائیل باشد.
اکنون اما دیکتاتورها با میمهای اینستاگرامی-تلگرامی و تصویر سوار بر اسب با شکوه و اقتدار رژه میروند و جوانی که حتی درس تاریخ مدرسه را هم با تقلب پاس میکند، در ستایش آن برههی تاریخی لب و لوچهاش آویزان میشود و در هپروت دوران طلایی آه حسرت سرمیدهد. جوان امروزی هیتلر را پیشوا صدا میزند و علامت حزب فاشیستی سومکا را کامنت میکند. تمامی اینها مثل حرکات موزون فرد معتادی است که تا خرتناق شیشه مصرف کرده اما ادای قهرمان مستر المپیا را در میآورد و این چنین تاریخ را به کُمدی تبدیل میکند.
گاهی خزعبلات شبکههای اجتماعی نیز ما را به تخدیر میکشاند، پس باید بیشتر مراقب سلامتی خود و اطرافیان باشیم.

بررسی تأثیر فضای مجازی بر سبک زندگی زنان
پنجشنبه 02/10/28
طبق نظر کارشناسان، گوشی هوشمند و آشنایی با فضای مجازی، بیش از همه زندگی زنان را تحت تأثیر قرار داده و سبک زندگی آنها را تغییر داده است.
سرعت پیشرفت تکنولوژی بهاندازهای زیاد شده است که وقتی از ده یا پانزده سال پیش سخن میگوییم، گویی زمان دور و درازی گذشته است؛ زمانی که اولین گوشیهای همراه وارد ایران شدند و بعدها با ارائه خدمات شرکتهای ارتباطی بین همه فراگیر شدند. دور بهنظر میرسد آن روزگاری که راه ارتباطی ما تماس، پیامک و بلوتوث بود. امروز گوشیهای هوشمند چنان در زندگی ما جا باز کردهاند که زندگی بدون این فناوری را نمیتوانیم تاب بیاوریم.
طبق نظر بعضی کارشناسان ـ چه در کشور ما و چه در سایر کشورها ـ گوشی هوشمند بیش از همه زندگی زنان را تحت تأثیر قرار داده و سبک زندگی آنها را تغییر داده است. زنانی که قبلاً کمتر وارد اجتماع میشدند، امروزه حتی بدون بیرون آمدن از خانه میتوانند تواناییهای خود را ثابت و حتی کسب درآمد کنند. آنها با استفاده از برنامههای مختلف فرزندپروری میکنند، رژیم غذایی دریافت میکنند، مشاوره پزشکی میگیرند، برای عزیزانشان هدیه و کیک تولد سفارش میدهند و روز به روز هم به این مزایا اضافه میشود، با این حال بد نیست نگاهی به این سیر صعودی بیندازیم، در مورد آن صحبت کنیم و مقایسهای داشته باشیم میان استفاده زنان از این ابزار مدرن فضای مجازی و گوشیهای هوشمند.
گوشی هوشمند بر کدام بخش جامعه بیشتر اثرگذار بوده است؟
در سال 1392 با ورود گوشیهای هوشمند تعداد کاربران این گوشیها در ایران حدود 2 میلیون نفر بود که این رقم سال 1393 با افزایش شدیدی روبهرو شد و به 20 میلیون نفر رسید، این رشد چندبرابری تنها بهخاطر رونق گرفتن زیرساختهای گوشیهای هوشمند و امکانات آنها بود.
سال 1394 تعداد کاربران گوشی هوشمند باز هم دو برابر سال قبل شد و به حدود 40 میلیون رسید، به این ترتیب در آن زمان آمارها حکایت از این داشت که نصف جمعیت کشور دارای گوشی هوشمند بودند؛ اما این رقم باز هم ثابت نماند و سال 1395 به بیش از 50 میلیون کاربر رسید.
طبق آماری که سال 1397 منتشر شد، تعداد کاربران گوشی هوشمند در کشور به 53 میلیون نفر رسید و آخرین آمار ارائهشده از تعداد کاربران ایرانی متعلق به خردادماه سال گذشته است که کل کاربران گوشی هوشمند در ایران را 96 درصد جمعیت کشور اعلام کرد.
اما در جهان امروز که مرزهای فرهنگی و سیاسی با وجود اینترنت و شبکههای اجتماعی معنای خود را از دست میدهند و تصور گذران اوقات بدون این تکنولوژیها برای اکثر افراد غیرممکن شده است، این سؤال پیش میآید؛ کدام بخش از جامعه انسانی بیشتر در دام این افسون گرفتار شده است؟
با استناد به چند تحقیق که در سالهای اخیر انجام شده است، معلوم شد در ابتدا زنان استفاده بسیار کمی از اینترنت داشتند؛ اما خیلی زود این شکاف جنسیتی پر شد و زنان از مردان پیشی گرفتند.
همچنین طبق نتایج مشابه این تحقیقات در Datareportal مشخص شد الگوهای استفاده مردان و زنان از اینترنت متفاوت است؛ به این صورت که بهطور کلی مردان از اینترنت و شبکههای اجتماعی بیشتر برای تفریح و سرگرمی و برقراری ارتباط با افراد جدید استفاده میکنند، اما زنان آن را برای حفظ و تقویت روابط با دوستان و خانواده و موارد آموزشی و تحقیقی بهکار میگیرند. اگرچه طبق آخرین تحقیقات، این الگوها در حال تغییر هستند بهویژه با طراحی سایتها و شبکههای اجتماعی بهنوعی که با پلتفرمهای تصویرمحور بیشتر مخاطبان زن را جذب میکنند که آثار منفی و مثبت آن در چشمانداز آینده قابل تأمل بیشتری است.
با حضور زنان در فضای مجازی بهویژه شبکههای اجتماعی، توجه پژوهشگران رسانه و همچنین تاجران فضای مجازی به این امر معطوف شده است و تحقیقات مختلفی صورت میگیرد تا تفاوتهای استفاده کاربران خانم و آقا از اینترنت و شبکههای اجتماعی مشخص شوند و مهمتر از همه، از این نتایج در جهت تجارت موفقتر در عرصه تبلیغات و مشاغل مجازی استفاده شود؛ چراکه زنان همیشه بازار هدف جذاب و پرفایدهای برای تاجران و بازاریابها هستند.
بر اساس آخرین نتایج طرح آمارگیری برخورداری خانوادهها و استفاده آنها از تلفن همراه، بیشتر از 95 درصد جمعیت کل کشور از تلفن همراه استفاده میکنند که سهم شهریها 76 درصد و روستاییها 24 درصد است.
طبق این گزارش بیشتر از 58 میلیون نفر در کل کشور از تلفن همراه استفاده میکنند که 59 درصد مرد و 41 درصد زن هستند. بیشترین خانوادههایی که از تلفن همراه استفاده میکنند ساکن استان خوزستان هستند و استانهای کهگیلویه و بویراحمد و بوشهر بهترتیب در رده دوم و سوم قرار دارند. بیشتر از 85 درصد از جمعیت استان سمنان، 84 درصد از استان تهران و 84 درصد از استان کرمان جزء کاربران فردی استفاده از تلفن همراه هستند.
دلیل گشتوگذار زنان در شبکههای اجتماعی چیست؟
درباره شبکههای اجتماعی نیز میتوان به این نکته اشاره کرد که این روزها بخش قابلتوجهی از زندگی روزمره افراد را تشکیل میدهند، و این شبکهها از سوی خیل عظیمی از کاربران مورد توجه و استقبال قرار گرفتهاند بهگونهای که طبق نظرسنجیهای اخیر، تصور زندگی بدون گشتوگذار در پلتفرم شبکههای اجتماعی و فضای مجازی تقریباً غیرممکن بهنظر میرسد.
در این شرایط تازهترین تحقیقات و بررسیهای کارشناسان در مؤسسه Pew Research Centre نشان میدهد با وجود اینکه استفاده زنان از شبکههای اجتماعی و گشتوگذار در فضای مجازی کمی بیشتر از مردان است، نکته جالب توجه اینجاست که بهجای ساعات و میزان مصرف هدف استفاده آنها از اینترنت و شبکههای اجتماعی متفاوت است، به این معنا که زنان از پلتفرمهای شبکههای اجتماعی و اپلیکیشنهای پیامرسان بیشتر برای برقراری تماس و ارتباط با دوستان، آشنایان و اعضای خانواده خود استفاده میکنند، این در حالی است که مردان بیشتر برای آگاهی یافتن از اخبار و اتفاقات مختلف در سراسر جهان به وبگردی و استفاده از شبکههای اجتماعی مشغول میشوند.
طبق نتایج و یافتههای تحقیقات صورتگرفته، زنان بهمیزان 76 درصد از شبکههای اجتماعی و مردان مقداری کمتر بهمیزان 72 درصد از پلتفرمهای مختلف اینترنتی استفاده میکنند. این نتایج، تقریباً یافتههای قبلی مبنی بر استفاده بیشتر زنان از فضای مجازی در مقایسه با مردان را تأیید میکند.
در این گزارش که در وبسایت Brandwatch منتشر شده همچنین ذکر شده است که مردان بیشتر استفادههای تجاری از شبکههای اجتماعی و محیط اینترنت دارند و نسبت به زنان، تمایل بسیار بیشتری برای جمعآوری اطلاعات و افزایش اثرگذاری خود بر افراد پیرامون بهویژه در زندگی کاری و حرفهای دارند؛ در حالی که زنان تمایل بیشتری برای به اشتراک گذاشتن زندگی خصوصی خود با دیگران و صحبت کردن درباره تجربیات شخصی و احساسی خویش دارند.
فضای مجازی و تغییر سبک زندگی زنان
گسترش نفوذ اینترنت و ابزارهای دیجیتال در سالهای اخیر سبک زندگی مردم کشور ما را تغییر داده است؛ بهطوری که تا چند سال پیش همراه داشتن گوشی برای یک دانشآموز امری غیرقانونی بود و اکنون چنین تجهیزاتی نهتنها غیرقانونی نیستند، بلکه به یکی از ضروریترین ابزارهای آموزشی سال جاری تبدیل شدهاند.
حالا دیگر نقش تلفن همراه، تبلت و لپتاپ در زندگی روزمره افراد جامعه غیر قابل انکار است و استفاده از چنین تجهیزاتی فرهنگ غالب جامعه شده است، اهمیت و اثرگذاری این موضوع بهاندازهای است که نمیتوان در اتخاذ تصمیمات کلان، آن را نادیده گرفت.
در همین راستا در پژوهش موج سوم پیمایش سنجش وضعیت مصرف کالاهای فرهنگی در ایران انجام شد که وضعیت استفاده مردم ایران از رایانه، اینترنت و تلفن همراه را مورد بررسی قرار داد. مطالعه این گزارش آماری و توجه به سبک زندگی مردم در استفاده از فضای مجازی میتواند به سیاستگذاران و مدیران در کسب شناخت دقیقتر از مخاطبان و روند تغییر ذائقه آنها کمک کند.