موسسه رسانه شو

شکاف دیجیتالی چیست؟
دوشنبه 02/10/25
شکاف دیجیتالی به نابرابریهای اقتصادی، آموزشی و اجتماعی بین دو گروه افرادِ دارای دسترسی به کامپیوتر و اینترنت و افراد محروم از کامپیوتر و اینترنت اشاره دارد.
شکاف دیجیتالی، چالشی است که امروزه دنیای مجازی با آن رو به رو شدهاست. شکاف دیجیتالی به نابرابریهای اقتصادی، آموزشی و اجتماعی بین دو گروه افرادِ دارای دسترسی به کامپیوتر و اینترنت و افراد محروم از کامپیوتر و اینترنت اشاره دارد.
شکاف دیجیتالی به فاصلهی رو به رشد میان افراد روستایی، ضعیف، مسن و محروم – با دسترسی اندک به کامپیوتر و اینترنت – و طبقهی ثروتمند و متوسط جوان ساکن شهرها و حومههای آنها اشاره دارد.
این شکاف میتواند مانعی برای دسترسی به منابع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی باشد.علت مستقیم دسترسی نابرابر به تکنولوژی دیجیتال در جامعه، شیوهی توزیع بسیاری از منابع است. منظور از منابع، صرفاً منابع مادی مانند درآمد و مالکیت تجهیزات نیست.
بلکه منابع دیگر – از جمله منابع زیر – نیز هست: زمان (فرصت برای استفاده از رسانههای جدید). منابع ذهنی (دانش فنی کافی). منابع اجتماعی (شبکه و ارتباطاتی که به فرد برای دسترسی به تکنولوژی کمک کنند). منابع فرهنگی (پاداشهای فرهنگی و جایگاه و شأنی که هر فرهنگ، برای فردی که به تکنولوژی دسترسی دارد، قائل میشود).
بروز شکاف دیجیتالی تأثیرات زیادی در تجارت الکترونیک، اقتصاد و آموزش خواهد داشت. حاصل این امر عقبافتادگی در علوم و فناوری کشورهای در حال توسعه خواهد بود.
عمیقتر شدن این شکاف به معنای فاصله گرفتن اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشورها که نتیجه آن تحمیل کالاها و تولیدات فرهنگی صاحبان تکنولوژی برای سست کردن باورها، سنتها و فرهنگهای کشورهای در حال توسعه که پیامدش نوعی استثمار فرهنگی، بحران بیهویتی نسل جوان، یاس و افسردگی در سطح جوامع خواهد شد.

نسل دیجیتال چه نسلی است و مهاجرت دیجیتال چگونه اتفاق میافتد؟
یکشنبه 02/10/24
حجم بالای افرادی که به عنوان مهاجران دیجیتال و نسل دیجیتال شناخته می شوند این مسئله را ایجاب میکند که وضعیتی مطلوب برای فعالیت انها در فضای مجازی فراهم شود و این امر بر عهده سواد رسانهای است.
نسل مفهوم گستردهای در علوم اجتماعی است و از مهمترین اصطلاحات این علم در زمینههای سیاستگذاری بهشمار میرود. سوالهای مهمی درباره نسل وجود دارد از جمله اینکه نسل چه دورهای از زمان را در برمیگیرد و چه ظرفیتها و محدودیتهای سنی برای یک نسل تعریف شده است؟ بهعلاوه هر نسل چه ویژگیهایی دارد که آن را از نسلهای دیگر متمایز میسازد؟ “بالس” فاصله میان والدین و فرزندانشان را سن بچهدار شدن فرض میکند. او با تکیهبر ابژهها و بررسی تأثیر هر یک بر رفتار و کنش نسل مورد مطالعه، آن را مرتبط با ذهنیت نسلی میداند. براین اساس نسل عبارت است از گروهی که متعلق به دوره سنی خاصی بوده و تجربه بهکارگیری ابژههای خاص و نسبتاً مشترک را دارند. منظور ما از ابژه در این یادداشت تولیدات و محصولات فرهنگی هر نسل است که آن نسل با استفاده و تولید آن، هویت خود را معرفی می کند. برای نمونه موسیقی، پوشش، هنر و… از ابژه های هر نسل محسوب می شوند.
نسل و ابژه
اهمیت مفهوم «نسل» پژوهشگران را برآن داشته است تا از روند تحولات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، سخن بگویند. هر نسل با ترجیحدادن «ابژه» خاص خود، خود را متعلق به شرایط و فضای فرهنگی و اجتماعی خاصی معرفی میکنند. به همین دلیل است که عنصر تمایزدهنده نسلی و همچنین عنصر قوامدهنده به آن، به تعبیر پژوهشگران اجتماعی «ابژه» است. این تعلق خاطر هر نسل به «ابژه» خاص خود، در نهایت شرایطی را بهمنظور ایجاد احساس هویت، برای نسلها فراهم میکند. «ابژههای نسلی» ابژههایی هستند که مربوط به اشخاص، مکان، اشیا، افراد، وقایع، خاطرات، تجربهها یا رویدادهایی است که از نظر فرد، گروه و نسل مورد ارجاع و استفاده قرار میگیرد. برای مثال، برای نسلی از مردم ایران، «جنگ» بهعنوان یک ابژه نسلی به حساب میآید. این ابژهها، به شکلگیری روحیات، احساسات و حالاتی میانجامد که برای آن نسل تعیینکننده و بهعنوان عنصر هویتی است. شایان ذکر است، ابژهها عاملی برای تمایز افراد بین دو نسل هستند. به این ترتیب، تعریف نسل متوقف بر استفاده از ابژههای آن نسل خواهد بود و افراد نسل به افرادی گفته میشود که از «ابژهها»ی خاصی استفاده میکنند. هر نسل با داوری درباره ابژه نسلهای دیگر، فرصت تولید ابژههای جدید را مییابد. نسلها، در طول کنش و زندگیشان سعی میکنند تا به ایجاد ابژههای جدید دست زنند. تا وقتیکه دو نسل متفاوت در جستجوی ابژههای فرهنگی یکسانی هستند، به جای به وجود آمدن انقطاع نسلی، نوعی سازگاری بیننسلی میان آنها شکل میگیرد. همچنین بعضی از «ابژهها» موقعیتی فرانسلی دارند. چوا آنها متعلق به چند نسل متوالی هستند و در نظام ارزشی و فرهنگی آن جامعه، در یک دوره طولانی حاضر و اثرگذار هستند.
نسل دیجیتال
اگر بخواهیم مهمترین ویژگی نسل حاضر را که در اطراف ما بسیار وجود دارد برشماریم، شاید بتوان از دنیای مجازی و فضای دیجیتال نام برد. امروزه نسل حاضر دنیای خود را در فضای نوینی نظیر دنیای مجازی تعریف میکنند. ممکن است بسیار برای شما اتفاق افتاده باشد که کودکی را در بین اعضای فامیلتان مشاهده کرده باشید که با وجود سن کمتر از شما، از تجهیزات دیجیتالی بسیار بهرهمند است. امروزه نمیتوان دنیای دیجیتال را از کودکانمان جدا کنیم. حجم گستردگی دنیای دیجیتال بهحدی است که حتی شیوههای نوین آموزش نیز به سمت و سوی دیجیتالی شدن پیش میرود. همچنین بسیار میتوان عوامل بسیاری را برشمرد که بهصورت مستقیم در زندگی ما و فرزندانمان حضور دارد و مرتبط با دنیای دیجیتال است بهنحویکه فرار کردن از آن برای ما ناممکن باشد. چنین فضایی، نسلی از افراد را تربیت میکند که اقتضائات خاصی را دارند. از این نسل با عنوان «نسل دیجیتال» یاد میشود.
این نسل، از دوران کودکی با این فضا بزرگ شدهاند و زندگی خود را نیز در همین دنیا ادامه خواهند داد. تمام ابژههای این نسل که بهعنوان معرف این نسل نیز شناخته میشود، ابزار و ادوات رسانهای است. بنابراین برای مواجهه صحیح با این نسل، در دو بعد باید به سواد رسانهای پرداخته شود. بعد اول ناظر بر آشنایی افراد این نسل با ابزار دیجیتالی و رسانهای است و بعد دیگر تلاش برای آشناسازی افراد خارج این نسل با اینگونه ابزار است.
مهاجران دیجیتال
اگر سابقا نسلها، ابژههای مختص خود را داشتند امروزه ابژههای نسل دیجیتال، بهقدری فراگیر شده است که حتی افراد سایر نسلها را نیز با خود درگیر ساخته است. برای مثال پدر بزرگتان را میتوانید در نظر بگیرید. او متعلق به نسل گذشته است و برای انجام امور اداری خود، شیوه سنتی آن را دنبال میکرده است. برای مثال برای پرداخت مالیات، به اداره مالیات مراجعه میکرد و از این طریق به انجام امور خود میپرداخت. اما امروز همان فرد برای پرداخت مالیات، راه دیگری را پیش روی خود دارد و آن مراجعه به سایت اداره مالیات است و این مسئله نیاز به بهکارگیری از فضای دیجیتال دارد. از چنین نمونهای میتوان با عنوان مهاجران دیجیتال نام برد که از نسل سنتی خود اجبارا و یا از سر اختیار به دنیای نسل جدید مهاجرت میکند.
امروزه شما افراد بسیاری را سراغ دارید که به استفاده از رسانهها و ابزار دیجیتال روی آوردهاند. غالب این افراد، در نسلشان، چنین چیزی وجود نداشت و حتی ابژههای نسلی آنها اساسا چیز دیگری بوده است. درواقع، دنیای دیجیتال در زمان بعد از تولد آنها رشد و گسترش پیدا کرده است. این افراد نیز وقتی با چنین فضایی مواجه میشوند، ناچارند تا از نسل خود فاصله بگیرند یا ابژههای نسل دیجیتال را نیز به اختیار درآورند. حجم افرادی که از آنها میتوان با عنوان مهاجران دیجیتال نام برد، امروزه بسیار گستردهتر از نسل دیجیتال است. چنین فضایی که امکان مهاجرت در دنیای دیجیتال را ناگزیر میسازد، این مسئله را ایجاب میکند که امکان حضور مهاجران و ایجاد شرایط کنشگری برای آنها را نیز فراهم سازد و این امر بر عهده سواد رسانهای است.

مراسمات آئینی برای جوان امروز جذاب نیست
یکشنبه 02/10/24
ما نتوانستیم لذت و خوشی مناسکمان را بنا به ظرف زمانی و مکانی همراه و همسو کنیم. ایدهای برای برگزاری مراسمات آئینی خود نداریم و بسیاری از جوانان این نسل رغبتی برای حضور در آن نمیبینند که احساس آرامش کنند.
حجتالاسلام مرتضی وافی، استاد حوزه علمیه و دانشگاه درباره اثرگذاری آئینهای ملی و دینی در ایجاد آرامش و شادمانی در افراد گفت: نقطه شروع بحث به تغییر انسان در عصر حاضر برمیگردد و سخن از آن میرود که چرا اساسا این انسان تغییر و تحول یافته است. حال که این اتفاق افتاده و انسان حال حاضر با انسان گذشته فرسنگها فاصله دارد، چند کار را میتوان انجام داد تا او دوباره به آن هویت قبلیاش بازگردد.
او گفت: این امر به معنای عقبگرد نیست؛ بلکه حفظ مناسک و آئینهایی است که هویت ما را شکل دادهاند؛ و الا انسان فرزند زمانه خودش است و نباید به زور او را به سبک زندگی قبلی کشاند، بلکه باید آن روح اصلی مناسک دینی و مذهبی را به زمان حال حاضر آورد.
با ۱۷۵ میلیون رسانه مواجهیم
وی افزود: اولین اتفاقی که افتاده این است که کانونهای اطلاعاتی و رسانهای عوض شده است. در گذشته تنها چند منبع اصلی رسانه وجود داشت، اما در حال حاضر این منابع به ۱۷۵ میلیون رسیده و از این حیث شخص در یک سردرگمی شدید قرار گرفته. به تبع این مضوع مرجعیت فکری افراد نیز تغییر کرده است و اشخاص دیگری مرجعیت مردم را به دست گرفتهاند. در گذشته خانواده، معلمان و کانون جامعه خود منتقل کننده مناسک هویتبخش و نشاطآفرین بودند، اما در زمان حال حاضر این موضوع در فضای فردیگرای فضای مجازی به دست افراد دیگری افتاده که اساساً شاید اعتقادی به مناسک نداشته باشند.
او بیان کرد: همچنین مرجعیت دینی افراد در جامعه نیز متزلزل شده و مثل گذشته این مسأله نیست. برخی مناسبات غیر اصولی بین پایگاههای دینی و مذهبی جامعه با نسل جوان موجب شده که بخشی از جوانان ما دینگریز یا در سطح بدتر آن دینستیز شده باشند! حال ما درباره علل و چرایی آن سخن نمیگوییم، بلکه مقصودمان این است که در این وضعیت چه باید کرد و نسل جدید در ظرف زمانی امروزه چگونه میتواند لذت کامل را برخوردار باشد؟ به تعبیری شخص چگونه باید هم منفعت خودش را فهم کند، هم اینکه بتواند لذت حقیقی را در آن بیابد؟
وافی ادامه داد: در وهله اول باید گفت کارکرد آموزشی بسیاری از محافل دینی و ملی در انتقال مفاهیم و ارزشها به نسل جدید بنا به ظرف زمان و مکان از دست رفته است. یعنی روشی که الآن استفاده میشد، شخص در آن احساس «چیز» یاد گرفتن ندارد. این درصورتی است که در گذشته افراد انتظار حضور در جمع را میکشیدند تا در کنار خانواده باشند و چیزی برایشان این همنشینی در پی داشته باشد، اما امروزه این وضعیت وجود ندارد.
قالبها، جدید نشدند
او در انتها اشاره کرد: نکته بعدی این است که ما نتوانستیم لذت و خوشی مناسکمان را بنا به ظرف زمانی و مکانی همراه و همسو کنیم. ایدهای برای برگزاری مراسمات آئینی خود نداریم. از این جهت بسیاری از جوانان این نسل رغبتی برای حضور در آن نمیبینند که احساس آرامش و لذت کنند. قالب برگزاری بسیاری از مراسمها همان شیوه گذشته است، در صورتی که ما ضمن حفظ اصالت مسأله باید قالبها را نوآوری کنیم، چیزی که در مناسک دینی و مذهبی خود آن را نداریم.

آب یا اینستاگرام کدام یک قاتل است؟
شنبه 02/10/23
امروزه کمتر کسی را میبینیم که فعال فضا مجازی و پلتفرمهای مختلف یا حتی معتاد به آنها نباشد. گشت و گذار در بستر اینترنت به یکی از تفریحات ثابتی تبدیل شده که گرچه لذت و منفعت آنچنانی ندارد، اما انسان امروزی را حسابی به خود وابسته کرده است. از مادربزرگ و پدربزرگها گرفته تا خردسالانی که هنوز حرف زدن را کامل یاد نگرفتهاند، با یک تلفن هوشمند مشغولاند و علیرغم همه محدودیتهای اعمال شده، عمدتاً ویدئوهای اینستاگرامی میبینند و سرگرم میشوند.
شاید بتوان گفت ما آخرین نسلی هستیم که خودمان یا اطرافیانمان روزگاری در هیچ شبکه اجتماعی فعالیتی نداشتیم، اما نوبت به ما رسیده و حالا، نه تنها فعال هستیم بلکه میکوشیم در کنار این وابستگی، درآمدزایی کنیم یا آوردهای برای خود کاسب شویم. یکی «آنلاین شاپ» یا همان صفحه فروش اینترنتی میزدند، یکی آشپزی و خیاطی آموزش میدهد؛ آن یکی از فعالیتهای روزانهاش تولید محتوا میکند؛ دیگری آثار عکاسیاش را به اشتراک میگذارد؛ یکی دیگر هم از چالشهای خارجی کپی برداری میکند و «پکیج» و بسته انگیزشی به من و شما میفروشد.
روانشناسی زرد و چالشهای زرد!
تا کنون با پدیده روانشناسی زرد مواجه شدهاید؟ حرفهایی که در غالب حرفهای روانشناسی بیان میشود و مبنای آن، کاملاً غیرعلمی است، حرفهایی که صرفاً حال و هوای شما را تا چند روز خوب میکند و احساساتتان را قلقلک میدهد و گمان میکنید که انگیزهای عجیب درونتان موج میزند، اما چیزی نمیگذرد که جز جای خالی چیزی از آن احساس باقی نمیماند. چالشهای زرد اینستاگرامی دقیقاً همینطور هستند؛ صرفاً برای جذب مخاطب، جذابیت بیشتر برای مخاطب و حفظ فضای رقابتی! کسانی که با فروش این پکیجها، شیره سر کاربران میمالند و کاربرانی که خیال میکنند ماسک موی دستساز و جادویی به سرشان زدهاند و از آنچه روی سرشان مالیده شده، حسابی هم خرسند و خوشحالاند.
حرف اصلی این چالشها آن است که شرکتکنندگان یک یا چند فعالیت ثابت را در بازه زمانی مشخصی تکرار کنند؛ به همین علت اکثر مواقع نام این چالشها با تعداد روز آن شناخته میشود، چالش ۲۱ روزه، چالش ۵۳ روزه و مهمترین و معروفترین چالش این روزها در این زمینه چالش ۷۵ روزه است.
گرچه انجام این چالشها به صورت تخصصی، مطالعه شده یا با مشورت کارشناس، میتواند به دردتان بخورد و اراده و پشتکارتان را تقویت کند، اما بازار چالشهای عجیب و غریب و ناسالم اخیر خبر از آن دارد که اغلب آنها، صرفاً برای برانگیختن حس رقابت میان مخاطبان و البته درآمدزایی و بالا بردن بازدهی صفحه خودشان است.
حالا، بسترهای نسبتاً مسموم شبکههای اجتماعی این فرصت را ایجاد کرده که عدهای بدون پشتوانه علمی با رواج دادن این چالشها و ایجاد نوعی کسبوکار برای خود کیلو کیلو مخاطب جذب کنند. آنها سعی دارند به مخاطبان خود اینطور القا کنند که: «شما تنها با شرکت در این چالشها به یک انسان موفق و آگاه تبدیل خواهید شد.» این داستان تنها در بستر اینستاگرام ختم نمیشود؛ بلکه کار به گروههای تلگرامی کشیده شده تا جایی که حتی «ادمین» یا صاحب گروه به اسم پشتیبانی، از اعضا حق عضویت هم دریافت میکند.
چالش ۷۵ روزه که این روزها سروصدای زیادی در فضای مجازی به پا کرده، آنجایی جنجالی میشود که میگوید باید در یک روز چهار لیتر آب بنوشید. چهار لیتر در یک روز! بدن انسان متناسب با وزنی که دارد به حجم مشخصی از آب در طول روز نیاز دارد؛ استاندارد این حجم آب تقریباً ۸ لیوان آب در طول ۲۴ ساعت است؛ حالا تصور کنید یک نفر دو برابر نیاز بدنش در روز آب بنوشد! چرا؟ فقط برای شرکت در یک چالش اینستاگرامی که مشخص نیست بر چه مبنا و اساسی طراحی شده است.
چالش ۷۵ روزه آنجا جنجالیتر شد که خبر مسمومیت شماری از افراد به علت نوشیدن آب فضای مجازی را پر کرد. شاید از خودتان بپرسید مگر نوشیدن آب هم منجر به مسمومیت میشود؟ بله! مسمومیتی خطرناک که حتی در مواقعی باعث مرگ میشود. همین یک هفته قبل خبری در شبکههای مجازی منتشر شد که زن جوانی بر اثر نوشیدن آب زیاد برای شرکت در این چالش اینستاگرامی جان خود را از دست داد.
«اشلی سامرز» زن ۳۵ ساله آمریکایی به علت نوشیدن بیش از حد آب دچار «هیپوناترمی» مسمومیت با آب شد و در گذشت؛ جالب است بدانید اشلی فقط دو لیتر آب در روزی که درگذشت، نوشیده بود. گرچه شاید در نگاه اول این موضوع خندهدار به نظر برسد، ولی این لبخند زمانی تلخ میشود که میبینیم فضای مجازی ممکن است خاموش و گمنام با ایجاد عادتهای خطرناک در زندگی، سلامت ما را به خطر بیندازد.
تن به هر چالشی ندهید!
البته از حق نگذریم؛ این چالشها، نکات خوب و مثبتی هم داشتهاند؛ مؤلفههای خوبی مانند کتابخوانی و ورزش برای سلامت هرچه بیشتر روح و جسم افراد در اکثریت آنها وجود دارد؛ اما خیلی از چالشهایی که امروز درباره آن میشنوید یا میخوانید، سلامت شما را دنبال نمیکنند.
اگر میخواهید آب بنوشید به اندازه و طبق چارت بندی ارائه شده متناسب با وزن خود بنوشید. اگر میخواهید ورزش کنید در محیط و فضای مناسب ورزش کنید. اگر میخواهید کتاب بخوانید سبک موردنظر خودتان را پیدا کنید و سعی نکنید حتماً همان عناوینی که دیگران میخوانند را تهیه کنید تا مثل آنها باشید و در آخر، بدون تحقیق و مطمئن شدن از علمی بودن چالش، آن را انجام ندهید و سلامت خود را در گرداب درآمدزایی این و آن به خطر نیندازید. فشار زیاد به روح و جسم، لزوماً موفقیت نمیآورد.

چقدر از دوستان مجازی دوستای واقعی هستند؟
شنبه 02/10/23
خیلی وقت ها نقطه ی پیش روی خیلی از لبخند های آنی و لحظه ای،گریه های شبانه ست موقع خواب.
توی دنیای امروز فکر میکنیم دوستان مجازی در رسانه ها واقعا رفیقمان هستند.
گاها ممکن هست که باشند اما چند درصدشان؟
اگر به مشکلی برخوریم، اگر همان دختر خانمی که عکسهای خودش را با آرایش و لباس های نامناسب منشر میکند،
تصادفی داشته باشد و ظاهر خودش را از دست بدهد چند درصد از فالوور های خودش را از دست خواهد داد؟
این ها واقعیت های این دنیاست که خیلی اوقات توجهی به آنها نداریم.
همشه میگوییم از همین الان باید لذت برد. اما آیا به آینده پیش دقت کرده ایم؟
واقعا به آینده مان توجه داریم؟ به این فکر میکنیم که دوستان مجازی تنهایی های شب را برای ما رقم میزنند؟
تا به حال شده شب که مشغول گشت و گذار در شبکه های مجازی هستیم و با گوشی خود سرگرمیم،
ناگهان خسته شویم و تلفن همراه خود را کنار بگذاریم؟
در آن لحظه دوستان ما کجا هستند؟ آیا از حال ما خبر دارند؟
تا به حال شده که این سوالات را از خودمان بپرسیم که چرا کارمان به اینجا کشیده شد
و به این مسیر رسیدیم؟
اما نکته خوب این است که هنوز دیر نشده است و با کمی تامل میتوانیم سبک زندگیمان را بسیار زیباتر و واقعی تر کنیم.
احساسات در فضای مجازی باید تحت کنترل باشد.

شبکههای اجتماعی، نوجوانان و جوانان انگلیسی را از بدن خود متنفر کرده است
جمعه 02/10/22
سه نفر از هر چهار کودک ۱۲ ساله، بدن خود را دوست ندارد و از شکل ظاهری خود خجالت میکشد و از هر ۱۰ جوان ۱۸ تا ۲۱ ساله هشت نفر چنین حسی دارند.
تقریباً نیمی از کودکان و نوجوانان ۱۲ تا ۲۱ سالۀ مورد بررسی گفتند که گوشهگیر و به طور کامل از معاشرت خودداری کردهاند یا به خود آسیب رساندهاند، زیرا بهطور مکرر در فضای مجازی مورد آزار قرار میگیرند یا در مورد ظاهرشان ترول میشوند.
از هر ۱۰ نفر، چهار نفر گفتند که در ناراحتی روانی هستند و از بین کسانی که نیاز به حمایت داشتند، از هر ۱۰ جوان فقط یک نفر تحت درمان بوده است.
الگوریتم شبکههای اجتماعی چون اینستاگرام و تیکتاک باعث دیدهشدن بیشتر افرادی که بهظاهر فوقالعاده هستند میشود، که در نتیجه مخاطب نسبت به خود احساس بدی پیدا میکند.
بازی نظام سرمایهداری است که به این حس منفی دامن میزند. به عنوان مثال برای دخترها تأکید میکنند لاغر بودن زیبایی و مهم است به جای سالم بودن! چرا؟ چون هر چیزی را که برای انسان ذاتی است به عنوان مشکل نشان دهید، بازاری برای حل آن مشکل ایجاد میکنید.