موضوع: "شبکه های اجتماعی"

سواد رسانه‌ای؛ اهداف و توانمندی‌ها

 

سواد رسانه

 

سواد رسانه‌ای ممکن است به عنوان توانایی دسترسی، تجزیه و تحلیل و همچنین ارزیابی قدرت تصاویر، صداها و پیام هایی که ما در حال حاضر به صورت روزانه با آنها مواجه هستیم اهدافی را دنبال کند که بر اهمیت یاد گیری آن به منظور بهره‌مندی بهینه از رسانه ها و زندگی روزمره تاکید ورزد.

 از جمله ی این اهدافی که مورد تاکید متخصصان رسانه ها می باشد، می توان به تفکر، تحقیق و مطالعه ی انتقادی محتوای موجود و مورد استفاده ی رسانه ها اشاره کرد.

بنابراین فرد باسواد رسانه ای با توانایی هایی از جمله موارد زیر می تواند استفاده‌ی بهینه ای از رسانه ها داشته باشد:

 توانایی استفاده از تکنولوژی روز برای پردازش و تولید اطلاعات

 توانایی نتیجه گیری در مورد روابط على و معلولی، میان گزارش های رسانه ها و واکنش عمومی.

 توانایی تشخیص تأثیر تحریف، کلیشه سازی، تبلیغات و خشنونت در رسانه های دیداری؛

 توانایی تشخیص تفسير و بوجود آوردن تصویرهای بصری؛

 فهم و نقد آثار و پیامدهای اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی محتوای رسانه ها؛

 فهم و نقد شرایط و مناسبات مادی تولید محتوای رسانه ای.

 



هشتگ‌سازی، واکاوی راهبردی و آسیب‌شناسی

 

وقتی با اکانت های جعلی به یک موضوع ضریب داده و برجسته سازی صورت می‌گیرد، اتفاق پیچیده ای بنام مارپیچ سکوت (وحشت از مخالفت با فضای مجازی) رقم می خورد.دلیل این رویداد رسانه‌ای آنجاست که بصورت کاملا رباتیک، ۵۰۰ میلیون هشتگ با نام مهسا امینی در راستای اکثریت سازی و اکثریت پنداری ساخته می‌شود که حتی شبکه سعودی‌نشنال هم مسئولیت ساختگی آن را متوجه توییتر می‌کند.

هشتگ

 

1. روانشناسی هشتگ سازی و تولیدخشم:

محور کنترل افکارعمومی در عصر امپراطوری رسانه، اقتصاد توجه است. هشتگ سازی نیز بعنوان ابتکار سایبری، در خدمت جلب توجه و تمرکز به یک موضوع و حواس پرتی از مسائل هم عرض یا موازی به کار می‌رود. سوای از اقتصاد توجه و حواس پرتی، طبق اذعان مطالعات ارتباطی و فرهنگی، معماری و طراحی توییتر بر مبنای تولید خشم صورت گرفته و اینستاگرام برمبنای خودنمایی و شهوت است. هرچقدر کاراکترها کوتاه می‌شود، فرکانس استدلال پایین می‌آید و هیجان افزایش می‌یابد.

 

۲. جامعه شناسی هشتگ سازی: از آنجایی که هشتگ به یک زبان نو در عصر اطلاعات و جامعه شبکه ای تبدیل شده، این فقره اگر در خدمت نظام حاکم باشد، زبان انسجام و تولید نظم اجتماعی و تخلیه انتقادات و پیشنهادات است، اما اگر علیه نظام حاکم باشد، زبان اعتراض و تولید گسل و تهدید با ایجاد کمپین های اپوزیسیونی به شمار خواهد رفت. فارغ از این ماجرا، هشتگ سازی توان فرقه سازی و قطبی سازی جامعه را هم فراهم می‌کند.

 

۳. هشتگ سازی، سیاست و دمکراسی کنترل شده: ادعای دولت های مدرن امروزی، سیاست ورزی دمکراتیک است. نقش و مشارکت مردم در پیشبرد ارزان و سریع اهداف دولتی و حاکمیتی پررنگ شده است. فضای سایبر را هم بدلیل حضور پررنگ مردمی‌اش، ذیل توسعه دمکراسی تعریف می‌کنند. اما نکته اینجاست که هشتگ سازی با ژست دمکراتیک، معادلات بازی را تغییر می‌دهد و یک دمکراسی کنترل شده را رقم ‌می‌زند. وقتی بیش از یک سوم اکانت های توییتر جعلی باشد بطوری که صدای CNN و دویچه وله آلمانی و…هم درمی‌آید، یعنی هشتگ سازی با لشگر رباتیک، صرفا یک نمایش دمکراسی و صدای مردم است نه یک مردم‌سالاری اورجینال!

 

۴. هشتگ سازی و مارپیچ سکوت: وقتی با اکانت های جعلی به یک موضوع ضریب داده و برجسته سازی صورت می‌گیرد، اتفاق پیچیده ای بنام مارپیچ سکوت (وحشت از مخالفت با فضای مجازی) رقم می خورد. دلیل این رویداد رسانه‌ای آنجاست که بصورت کاملا رباتیک، ۵۰۰ میلیون هشتگ با نام مهسا امینی در راستای اکثریت سازی و اکثریت پنداری ساخته می‌شود که حتی شبکه سعودی‌نشنال هم مسئولیت ساختگی آن را متوجه توییتر می‌کند.
مکانیزم اکثریت‌پنداری در صدد تحقق مارپیچ سکوت، تحمیل عقیده و سرکوب هرگونه مخالفت با گفتمان هشتگی است.

 

۵. هشتگ سازی و فلسفه: موضوع و مساله مرکزی فلسفه از ارسطو تا به امروز، واقعیت و هستی شناسی است. ژان بودریار اندیشمند فرانسوی، تکنولوژی را عاملی برای تغییر مناسبات هستی شناختی تعریف می‌کند. فراواقعیتی که بودریار از آن سخن گفت، مصداق امروزی اش را در همین هشتگ سازی می‌توان‌ یافت. موقعیتی که واقعیت، نه بازنمایی که خلق می‌شود. او وقتی واقعیت جنگ خلیج فارس را دستپخت CNN بدون شلیک حتی یک گلوله می‌داند، در قبال حاد واقعیتی که توییتر با مدد سنتکام و لشگر ربات‌ها محقق می‌کند، چه خواهد گفت!؟

 

۶. هشتگ سازی و خطای استراتژیک: فراموش نکنیم که راهبردها در پی حل مسائل و واقعیت های میدانی با نگاه به آینده نوشته می‌شوند. وقتی که واقعیت توسط هشتگ سازی، بازآفرینی و خلق شد، طبیعتا برای اتاق های فکر و تصمیم سازان و دولتمردان کشورها، خطای شناختی و اختلال راهبردی رخ خواهد داد. تصویرسازی و داده‌کاوی وقتی مهندسی می‌شود، پردازش و عقلانیت استراتژیک را هم دچار خطا و گمراهی خواهد کرد. تصمیمات غلط برای آینده‌ مطلوب به دلیل داده ها و تصاویر غلطی است که از وضعیت موجود، رصد می‌شود.

 

۷. ژئوپلیتیک هشتگ سازی: وقتی رسانه با توسل به هشتگ سازی، تصویری فیک و ناامن از وضعیت جامعه به صحنه ملی و بین‌المللی منعکس می‌کند، ریسک سرمایه‌گذاری را بالابرده و فرار سرمایه را از بازارهای کشور به دنبال خواهد داشت. از طرفی همراهی و اجماع جامعه جهانی برای تحریم و تهدید علیه کشور را نیز می‌تواند در پی داشته باشد. شرکای استراتژیک منطقه ای و جهانی هم چه بسا همکاری‌های سیاسی و اقتصادی و نظامی را به حالت تعلیق درآورند و برخی محورهای ایدئولوژیک نیز دچار بحران مقاومت و ناامیدی خواهند شد.

 

۸. هشتگ سازی و ابتذال فرهنگ: نبض جامعه دیروز ما، فرهنگ بود و فرهنگ هم مقوله ای معرفت پایه به شمار می‌رفت. مکانیزم رشد و تعالی اش، کتاب و منبر و دیالوگ و انتقال معرفت و تثبیت عقلانیت بود. نبض جامعه شبکه ای و پلتفرمی امروز، افکارعمومی است. افکار عمومی یک پله نازل از فرهنگ است و شاید فرهنگ در موقعیت و فرهنگ در لحظه، تعریف نامناسبی نباشد. افکار عمومی هم برخلاف فرهنگ که معرفت پایه بود، خبرپایه است. هشتگ‌ها بصورت ویروسی، افکارعمومی را مسموم می‌کنند و با افزایش هیجانات، عقلانیت را کاهش داده و فرهنگ را به ابتذال و سرگردانی نزدیک‌تر می‌کنند.

 

شبکه های اجتماعی و ذهنیت سازی افکارعمومی

 

شبکه های اجتماعی

 

درباره اغتشاشات اخیر در برخی نقاط کشورمان باید بگوئیم که این نوع حرکت ها با همه نمونه های قبلی متفاوت است و مهمترین فرق آن نقش اساسی رسانه ها و به طور دقیق تر شبکه های اجتماعی در فضای مجازی است.


شبکه های اجتماعی در اتفاقات اخیر آتش افروزان اصلی صحنه بودند و اتفاقات کف خیابان تنها بروز و ظهور آن است.در حوادث اخیر شبکه های اجتماعی تنها محلی برای اعلان قرار زمان و مکان اغتشاش نبود.


شبکه های اجتماعی تنها محلی برای پوشش اخبار و تصاویر اغتشاشات و اطلاع رسانی جریان های برانداز نیست، بلکه اساسا همه جریان حوادث اخیر در آن است. به اطراف نگاه دقیق بیاندازیم افراد در شبکه های اجتماعی احساس می کنند شهر سقوط کرده و در کنترل داعشی های وطنی است و حال آنکه در واقع خبری نبوده جز گروه های کوچک جوانان جوگیر دهه ۸۰ که دانسته و ندانسته آمده بودند تا حلقه های تصویر ذهنی را که منافقین و سایر جریان های برانداز در شبکه های اجتماعی ایجاد کرده بودندتکمیل کنند.


فضای مجازی واقعیت است و نه مجاز و در آن در برابر دشمن باید وضعیت هجومی گرفت.

آداب حضور در شبکه های اجتماعی

همه ما روزانه بارها به گوشی‌مان سرک می‌کشیم و به جای زنگ زدن و پیامک فرستادن، از پیام‌رسان‌ها استفاده می‌کنیم اما گاهی نکات بسیار ساده‌ای را رعایت نمی‌کنیم و اسباب رنجش خودمان و دیگران فراهم می‌آید.

در این مورد صدها نکته می‌شود نوشت اما عجالتاً این ده نکته پایه را مرور کنیم :

1️- اگر کسی یک بار خیلی زود پیام ما را دید و جواب داد به این معنی نیست که همیشه بیکار است و روی گوشی خوابیده و از این به بعد موظف است خیلی زود جواب بدهد و اگر دیر جواب بدهد به ما بی‌احترامی کرده است.

2️- ما از حال روحی کسی که آن‌طرف خط است خبر نداریم، وقتی پیام می‌دهیم نمی‌دانیم او در چه شرایطی است، انتظار نداشته باشیم آدم‌ها همیشه شاد و خوش‌مشرب باشند. خود ما مگر همیشه حوصله دیگران را داریم؟

3️- اگر پیام صوتی کاری می‌دهیم کوتاه و گویا باشد. کمتر کسی حوصله گوش دادن به یک پیام چند دقیقه‌ای دارد برای همین روی دور تند می‌گذارد و «لحن» که بخش بزرگی از پیام را تشکیل می‌دهد از بین می‌رود.-

4️- از ارسال پیام‌های کیلویی، صبح و ظهر و شب به خیرهای کلیشه‌ای با دسته گل و ایموجی خودداری کنیم. اگر کسی برایمان مهم است چند کلمه تایپ کنیم یا پیام صوتی بفرستیم.

5️- اگر به تازگی از کسی شماره گرفته‌ایم دلیل نمی‌شود که انتظار داشته باشیم در تمام پیام‌رسان‌ها تمام پیام‌های فورواردی ما را ببیند و بخواند و واکنش نشان دهد. ارسال بیش از حد پیام لزوماً دوستی‌ها را عمیق نمی‌کند.

6️- از فوروارد اخبار و عکس و کلیپ برای دیگران خودداری کنیم. الان تقریباً همه به اخبار دسترسی دارند مگر اینکه مورد خاص و ویژه‌ای باشد که طرف مقابل حتماً باید ببیند.

7️- اگر پیام را تایپ می‌کنیم و متن طولانی است، از شماره‌گذاری، ایموجی و سایر ابزارها استفاده کنیم تا ملال‌آور نباشد. پلکان بلند هر ساختمانی حتماً چند پاگرد برای چاق کردن نفس دارد.

8️- حواس‌مان باشد که پیام‌های ما به ویژه آن‌ها که کاری هستند ممکن است توسط طرف مقابل برای نفر سومی ارسال شود. حتی در پیام دادن دوستانه وقتی پشت سر نفر دیگری حرف می‌زنیم این یک سند است و ممکن است دست آن نفر برسد. حتی اگر تیک سوم وجود ندارد، همیشه فکر کنیم که نفر سومی ممکن است پیام ما را ببیند.

9️- هر کدام از ما روزانه دهها و صدها پیام دریافت می‌کنیم. پیام‌رسان‌ها جوری طراحی شده‌اند که وقتی پیام کسی را دریافت می‌کنیم و نمی‌بینیم ممکن است زیر پیام‌های تازه قرار بگیرد و به اعماق برود و از جلوی چشم دور شود.

گاهی این اتفاق برای خودمان هم می‌افتد به همین دلیل اگر کسی پیام ما را نمی‌بیند دلیلش این نیست که در «اولویت» او قرار نداریم و دوستمان ندارد و برایش مهم نیستیم و …. گاهی اتفاق است. پیش می‌آید.

10- لحن پیام را رعایت کنیم. «صبحت به خیر خوبی؟ چطوری؟» با «صبح‌تان به خیر حال شما خوب است؟» در معنی یکی است اما در لحن بسیار تفاوت دارد. اولی نشانه دوستی و صمیمیت است و دومی رسمی بودن.

بسیاری اوقات همین واژه‌های ساده باعث اختلافات عمیق خانوادگی و سوءتفاهم‌های بسیار شده است.

  • رسانه شو

    سواد رسانه یا سواد رسانه ای همان دانشی است که همه ما در هر لحظه از زندگی به آن نیاز داریم ، تک تک لحظات زندگی انسان امروزی درگیر پیام های مختلف حقیقی و مجازیست و این پیام ها زندگی و سبک زندگی ما را تغییر خواهند داد. تا بحال از رسانه و شبکه های مجازی هرچه گفتیم و شنیدیم فقط از آسیب ها بود، اما واقعا، انصافا! فرصت های این شبکه ها را اصلا می شناسیم؟ آینده خوبی که می توانیم با همین ابزار برای خود رقم بزنیم را می دانیم؟! همه اینها سوالایی است که پاسخ آنها در دو کلمه خلاصه می شود: سواد رسانه تا دیر نشده، سواد رسانه ای را یاد بگیریم و به دیگران یاد بدهیم.
  • رسانه شو وبلاگ آموزشی و خبری سواد رسانه و فضای مجازی

  • اوقات شرعی

    امروز: دوشنبه 10 شهریور 1404
    اوقات شرعی به افق:
    • اذان صبح اذان صبح:
    • طلوع آفتاب طلوع آفتاب:
    • اذان ظهر اذان ظهر:
    • غروب آفتاب غروب آفتاب:
    • اذان مغرب اذان مغرب:
    • نیمه شب شرعی نیمه شب شرعی:
  • شهریور 1404
     << <   > >>
    1 2 3 4 5 6 7
    8 9 10 11 12 13 14
    15 16 17 18 19 20 21
    22 23 24 25 26 27 28
    29 30 31        
  • کاربران آنلاین

  • آمار

    • امروز: 203
    • دیروز:
    • 7 روز قبل: 1057
    • 1 ماه قبل: 7913
    • کل بازدیدها: 186120